تبلیغات
دانلود بهترین آهنگ های خارجی - Beatles - A Day In The Life
دانلود بهترین آهنگ های خارجی
آهنگ چهارم:

Beatles - A Day In The Life





زندگینامه و لیریک در ادامه مطلب:

The Beatles"

تاریخچه اعضای گروه :

جان وینستون لنون " John Winston Lennon" اکتبر 1940 در لیورپول انگلستان به دنیا آمد پدرش "fred" بازرگان دریایی بود. وی وقتی 5 ساله بود پدرش تركش كرد اما وقتی با مادرش جولیو Julio به شهر بلك پول "black pool" نقل مكان كردند پدرش بازگشت و جان مجبور بود بین زندگی با مادر یا پدرش یكی را انتخاب كند او ناچار پدر را انتخاب كرد اما مدتی نگذشت كه پدر به دریا بازگشت، مادرش جولیونیز در یك صانحه دلخراش رانندگی جان خود را از دست داد و به این ترتیب میمی "mimi" خاله جان سرپرستی او را برعهده گرفت او زنی مودب و تحصیل كرده بود آنها اكثراوقاتشان را با موسیقی سپری می كردند جان نواختن تار و گیتار را از خاله اش آموخت پس از بازگشت دوباره پدر، جان دیگر او را نپذیرفت.

سال 1957 جان لنون كه رهبری گروه موسیقی به نام "quorry men" را برعهده داشت در مراسم جشن كلیسای ووتن wooten با مك كارتنی آشنا شد و از او خواست تا به اتفاق هم گروه تازه‌ای تشكیل دهند مك كارتنی پذیرفت و به این ترتیب گروه بیتل‌ها شكل گرفت سال 1962 لنون با یكی از همكلاسی‌های دانشكده‌اش به نام "Cynthia powell" ازدواج كرد این ازدواج چندان طولی نكشید چرا كه بعدها جان با یوكو اونو "yoko ono" یكی از كارمندان گالری 'indica" در ژاپن آشنا شد وی علی‌رغم داشتن یك پسر از همسر قبلی‌اش او را ترك كرد و با یوكو ازدواج كرد سرپرستی پسر لنون را مادرش برعهده گرفت. پس از جدایی از گروه بیتل‌ها جان شروع به نوشتن ترانه كرد و كارش را به صورت انفرادی ادامه داد ترانه های او با استقبال خوبی مواجه شد وی به اتفاق ستارگان موسیقی دنیا از جمله التون جان در كنسرت های مختلف شركت می‌كرد اما با تولد پسرش در چهلمین سال تولد خودش، موسیقی را كنار گذاشت و مرد خانواده شد.

سال 1980 پس از انتشار موفقیت آمیز آلبوم شیر و عسل "milk and honny" كه با همكاری همسرش یوكو آن را به پایان رسانده بود قصد داشت تا یك تور دور دنیا برگزار كند اما این طرح هرگز اجرا نشد چرا كه 8 دسامبر همان سال شبی كه از یك جلسه گفتگو به خانه بازمی‌گشت مارك دیوید "mark david chapman" یكی از طرفدارانش كه روز قبل از حادثه از او امضای یادگاری گرفته‌بود با شلیك گلوله‌ای به زندگی اش خاتمه داد جان را بلافاصله پس از حادثه به بیمارستان رساندند اما شدت خونریزی به حدی بود كه جان دوام آن را نیاورد.

خبر مرگ او به سرعت در سراسر جهان پیچید و قلب تمام طرفدارانش را به درد آورد یوكو همسرش از مردم خواست تا به احترام او 10 دقیقه سكوت كنند. آن روز هزاران نفر درسنترال پارك داكوتا گردهم آمدند تا یاد او را گرامی نگه دارند.

 

جورج هریسون " George Harrison " فوریه 1943 در لیورپول انگلستان به دنیا آمد پدرش "Harold" راننده اتوبوس و مادرش لوئیس "louise" خانه دار بود. وی پس از گذراندن مدرسه ابتدایی در "doredale" وارد مقطع دبیرستان شد او دانش‌آموزی سربه زیر و موفقی بود تا این‌كه وارد فرهنگستان لیورپول(از بهترین دبیرستان‌های پسرانه شهر) شد پس از ورود به دوره دیپلم، علاقه خود را به تحصیل از دست داد و امتحان‌ها را یكی پس از دیگری خراب كرد او كاملا یاغی و سركش شده بود نوع لباس و آرایش موهایش با جوانان هم سن و سالش متفاوت بود او علی‌رغم سختگیرهای انظباطی دبیرستان موهای خود را بلند می‌‌كرد و لباس‌های چرمی می پوشید.

جرج هریسون هم دبیرستانی پاول مك كارتنی بود و همین آشنایی باعث ورودش به گروه بیتل‌ها شد. سال 1970 پس از انحلال گروه بیتل‌ها جرج به صورت انفرادی شروع به كار كرد و بسیاری از موسیقیدان‌های مشهور از جمله اریك كلاپتون به اجرای برنامه پرداخت وی همچنین در این زمان درگیر پرونده سرقت هنری ترانه "my sweet lord" بود كه سرانجام در سال 1976 با محكومیت او به پایان رسید.

سال 1971 در یك كنسرت خیریه در بنگلادش شركت كرد و پس از اجرای ناموفقی كه در تور آمریكا داشت تا سال 1991 از موسیقی فاصله گرفت. در همین ایام او با پتی "patti" ازدواج كرد اما خیلی زود از هم جدا شدند بعدها پتی با اریك كلاپتون ازدواج كرد علی‌رغم همه این‌ها جورج هریسون و اریك كلاپتون همچنان دوستان خوبی بودند.

جرج این‌بار با "Olivia avias" منشی شركت "Dork horse" آشنا شد و با او ازدواج كرد كه حاصل این ازدواج پسری به نام "dhani" بود سال 1980 جرج كتاب خاطراتش را به نام "من مال خودم هستم I am mine " منتشر كرد سپس به جمع آوری ترانه‌های بیتل‌ها مشغول شد و توانست گلچینی از بهترین‌های این گروه را منتشر كند.

وی همان زمانی كه با بیماری سرطان درگیر بود پزشكان از وجود یك تومور مغزی خبر دادند جورج پس از سپری كردن مدت‌های طولانی در درمانگاه‌های سوئیس و آمریكا سرانجام در 29 نوامبر 2001 در بیمارستانی در آمریكا درگذشت.

 

پال مك كارتینی "James Paul McCartney" ژوئن 1942 در لیورپول انگلستان به دنیا آمد مادرش یك قابله و پدرش یكی از اعضای گروه جاز بود پدرش به پیانو نیز وارد بود اما هرگز آن را به پال یاد نداد چرا كه معتقد بود هر چیزی را از راه آكادمیك و اصولی باید یاد گرفت پال با نواختن ترومپت كار خود را شروع كرد ولی چپ دست بودنش كار را برای او دشوار می كرد اما به‌هرحال او توانست گیتار را به خوبی یاد بگیرد یك روز دوستش ایوان او را به مراسم جشنی برد كه در آن گروه "quarry men" برنامه داشتند پال آنجا با جان لنون آشنا شد جان گیتارنوازی او را دید و به شدت شیفته آن شد جان از او خواست تا به گروه جدیدالتاسیس آن‌ها بپیوندند.

پس از مدتی كه بیتل‌ها در همه جای جهان شناخته شدندسال 1967 پال با لیندا ایستمن "Linda Eastman" آشنا شد و دو سال بعد یعنی درست زمانی كه بیتل‌ها از هم جدا شدند با او ازدواج كرد پس از انحلال بیتل‌ها، پال به اجرای تك‌نفره روی آورد و آلبوم "mccartner" را روانه بازار كرد وی همین سالها گروهی به نام wings را ترتیب داد كه موفقیت‌های بسیاری با آنها به دست آورد این گروه با انتشار آلبوم "روی خط فرار "Band on the run توانست دو جایزه گرامی را بدست آورد. پال سال 1997 در قصر باكینگهام انگلیس لقب سر از ملكه انلگستان دریافت كرد. 17 آوریل 1998 پال همسرش را كه دچار بیماری سرطان بود از دست داد با این حال او هم‌چنان به ترانه سرایی مشغول است

 

رینگو استار ""Ringo Starr جولای 1940 در لیورپول انگلستان به دنیا آمد . او تنها فرزند ریچار استاركی و الویس گلاو Elsie Gleave بود . رینگو پنج ساله بود كه پدر آن‌ها را ترك كرد و سرپرستی اش را مادرش به عهده گرفت. رینگو در 5 سالگی وارد مدرسه شد اما این سن برای او كم بود و مشكلات خاص خود را داشت تا اینكه در 6 سالگی بر اثر عفونت آپاندیس دچار بیماری شد و پس از بستری شدن در بیمارستان به مدت 10 هفته به كما رفت درست زمانی كه مادرش كاملا ناامید شده بود پزشكان خبر خوبی به او دادند رینگو پس از 6 ماه به هوش آمد آن‌ها برای اطمینان از سلامتی او 6 ماه دیگر نیز او را در بیمارستان نگه داشتند رینگو از درس و مدرسه عقب افتاد اما Marie Maguire بچه همسایه شان به كمك او آمد و به عنوان معلم خانگی با او كار كرد.

سال 1953 مادرش الویس با هری گلاوز Harry Graves ازدواج كرد این زمانی بود كه رینگو دوباره به علت بیماری دوران كودكی روانه بیمارستان شد اما این‌بار بیماری طول كشید و رینگو دو سال در بیمارستان بستری شد سختی و مشقت دورانی كه رینگو گذرانده‌بود از وی فردی آرام، متفكر ساخت. وقتی 15 سالش بود از بیمارستان مرخص شد و سراغ مدرسه رفت اما هرگز نتوانست هیچ یك از امتحانات را به خوبی پشت سر بگذارد این بود كه رینگو به فكر یك شغل افتاد. او ابتدا به عنوان پیك در اداره راه آهن لیورپول استخدام شد اما از معاینات پزشكی قبول نشد سپس به عنوان گارسون در یك كشتی تفریحی كه بین ولز و لیورپول حركت می‌كرد مشغول به كار شد كه چندی نگذشت از آنجا هم اخراج شد تا این كه در یك شركت مهندسی استخدام شد. رینگو در این شركت با دوستانش اوقات فراغت و زمان‌های نهار دور هم جمع می‌شدند و به نوازدگی می‌پرداختند.

سال 1959 رینگو به اتفاق همكارانش گروهی به نام Rory storm تشكیل داد كه در مراسم‌های مختلف برنامه اجرا می‌كردند رینگو عادات عجیب و غریبی داشت دوست داشت لباس‌های كابوی بپوشد و انگشتانش را همیشه پر از انگشتر كند و به همین دلیل به او رینگو می‌گفتند او همچنین آخر فامیلی خود را عوض كرد و آن را به استار تغییر داد. سال 1960 اسم گروهش را به گردباد Hurricanes عوض كرد و راهی هامبورگ آلمان شد جایی كه با گروه بیتل‌ها آشنا شد.

سال 1962 پال مك كارتنی از او خواست تا به گروه بیتل‌ها بپیوندد رینگو به سرعت ازاین فرصت استفاده كرد. 5 سال بعد رینگو با زنی به نام مارین كوكس Maureen cox ازدواج كرد حاصل این ازدواج سه فرزند بود. بعدها مارین در اثر عوارض ناشی از پیوند استخوان درگذشت.

زمانی كه بیتل‌ها از هم جدا شدند رینگو دو آلبوم تك نفره روانه بازار كرد رینگو در این مدت علاوه بر تهیه آلبوم كم كم در كار فیلم و تلوزیون هم وارد شد. نسل جدید امروزی شخصیت او را در بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌ها به یاد دارند از جمله سریال محبوب "آلیس در سرزمین عجایب". وی همچنین در تهیه دو آلبوم اخیر جورج هریسون و پال مك كارتنی با آن‌ها همكاری داشت.

سال 1995 رینگو نام گروهش را به Ringo Starr تغییر داد و با اعضای گروهش كنسرت‌های بزرگی در اكثر نقاط دنیا برگزار كرد ششمین تور رینگو در آمریكا برگزار شد اما این تور ناتمام رها شد چرا كه رینگو نامه‌ای از "لی" دختر 24 ساله اش دریافت كرد كه از بیمارستانی در لندن فرستاده شده‌بود. ولی بعدا تحت عمل جراحی تومور مغزی قرار گرفت رینگو در تمام این مدت از دنیای موسیقی فاصله گرفت.

او حالا در 65 سالگی با همسرش باربارا در خانه‌ای زیبایش در مونت كارولو زندگی می‌كند و برای گروهش برنامه ریزی می‌كند طرفداران بیتل‌ها هنوز به دنبال شنیدن آهنگ‌های این گروه از زبان گروه رینگو هستند.

 

تاریخچه گروه :

گروه بیتل ها

6 جولای 1957 جان لنون كه رهبری یك گروه موسیقی به نام "مردان كواری Quarry men" را بر عهده داشت با پال مك كارتنی آشنا شد مك كارتنی در آن زمان در كلیسای شهر مشغول نوازدگی بود جان به شدت تحت تأثیر تواناییهای پل در نواختن گیتار قرار گرفت و از او خواست تا به گروه آنها ملحق شود پل دعوت او را پذیرفت و چندی بعد از جان خواست تا از یكی از دوستان دوران دبیرستانش را نیز دعوت كند تا به گروه آن‌ها بپیوندد اما جان نپذیرفت چرا كه معتقد بود كه سن او خیلی كم است اما بعدها از تصمیم خود پشیمان شد و درست 19 روز مانده به پانزدهمین سال تولد جرج هریسون از او خواست تا به گروه آن‌ها ملحق شود و به این ترتیب پس از اجرای ترانه "Raunchy" هریسون عضو تازه وارد این گروه شد.

 

نام‌های مختلفی برای گروه تازه تشكیل شده پیشنهاد شد از جمله "Johnny & moondogs" ، "Silver beetles" ، "the beatals" و سرانجام "The Beatles" از بین همه آن‌ها انتخاب شد. جان لنون از یكی از دوستان نزدیك خود به نام استوارت استسلیفی "Stuart Sutcliffe" (متولد 23 جولای 1940 در ادینبورگ اسكاتلند، مرگ 10 آوریل 1962 در هامبورگ آلمان) برای نوازندگی گیتار و پیت بست "Pete Best" (متولد 1941 در لیورپول انگلستان) برای طبل زنی دعوت كرد.

سال 1960 پسران جوان در اولین تجربه خود و با رویای پول و شهرت وارد شهر هامبورگ آلمان شدند اما با وضعیت بدی مواجه شدند . آن‌ها مجبور شدند در یك كلوب قدیمی و درب و داغان برنامه اجرا كنند و شب‌ها نیز روی سن سینما بخوابند اولین تجربه حضور آن‌ها بسیار سخت تمام شد چرا كه آن‌ها به خاطر سن كم جرج هریسون از آلمان دیپورت شدند.

اواخر سال 1961 برایان استاین "Brian Epstein" یكی از تهیه كنندگان انگلیسی كه در كار ضبط و انتشار آثار موسیقی بود ترانه‌ای از بیتل‌ها را شنید و به كار آن‌ها علاقمند شد وی شروع به ضبط و تكثیر آثار آنها پرداخت. وی پس از مدتی تصمیم گرفت كه به دیدن بیتل‌ها برود وقتی به كلوب آن‌ها رسید از آنچه می‌دید شگفت زده شد او با مردان جوانی روبرو شد كه دریك محل قدیمی مشغول كار بودند آن روزها لیوپورل پر از این جوانان بود اما چیزی كه بیتل‌ها را از آن‌ها مجزا می‌كرد چهره‌های متفاوت با آرایش خاص موهایشان و معصومیتی بود كه در چهره هایشان موج می‌زد. برایان یك سوئیت برای آن‌ها گرفت و رسما مدیر تولید آن‌ها شد. اندك زمانی از سروسامان گرفتن گروه نگذشته بود كه با خبر بدی روبرو شدند 10 آوریل 1962 استوارت استلفی گیتاریست گروه بر اثر سكته مغزی در هامبورگ درگذشت بعد از این خبر گروه بلافاصله به آلمان پرواز كردند و هفت هفته در بهترین كلوب‌های آلمان به اجرای برنامه پرداختند.

پس از چندین تلاش ناموفق برای پیدا كردن تهیه كننده ای برای ضبط برنامه هایشان بالاخره، جورج مارتین حمایت مالی آنها را پذیرفت در همین زمان پتی بست طبل زن گروه نیز از آن‌ها جدا شد بیتل‌ها، رینگو استار"Ringo Starr" را برای جایگزینی او پیشنهاد دادند اما جورج مارتین نپذیرفت و بجای او از اندی وایت "Andy White" خواست تا به آن‌ها ملحق شود حضور اندی در گروه مدت زمان كمی طول كشید چرا كه در هر اجرا گروه بر حضور رینگو اصرار می‌ورزیدند تا این‌كه جورج مارتین مجبور به پذیرش نظر جمع شد.

5 اكتبر 1962 اولین ترانه بیتل‌ها به نام "love me do" منتشر شد این ترانه سرآغاز موفقیت گروه بود یكسال بعد آن‌ها به تلوزیون انگلستان دعوت شدند تا به اجرای ترانه "please please me" بپردازند این ترانه با ریتم و هارمونی منسجمی كه داشت خیلی زود به رده اول چارت انگلیس وارد شد این برنامه بیش از 6 میلیون بیننده به همراه داشت و به این ترتیب سكوی پرتابی شد برای رسیدن پسران جوان به ثروت و محبوبیت. آن‌ها خیلی زود وارد بازار تجارت شدند. ترانه های بعدی آن‌ها با نام های "with from me to you" ، "yeah yeah yeah she loves you" روانه بازار شدند و ترانه "yeah …" توانست به صدر جدول پرفروشترین انگلستان برسد

ترانه "I want to hold your hand" بیش از یك میلیون كپی در بریتانیا فروخت و جایگاه خوبی در جدول فروش به دست آورد. این ترانه در نوامبر 1963 وارد جدول پرفروشترین‌های آمریكا شد.

سال 1964 سال مهمی برای بیتل‌ها به شمار می‌رود چرا كه آن‌ها موفق شدند تا یكی از بزرگ‌ترین بازارهای موسیقی دنیا را به‌‌دست بگیرند. آن سال ملت آمریكا در سوگ رئیس جمهور جان اف كندی سوگوار بودند، الویس پریسلی محبوب و یاغی، به ارتش پیوسته بود، جری لوییس و جك باری درگیر رسوایی حرفه‌ای شده‌بودند و Buddy Holly، Bopper و Ritchie Valens در یك سانحه هوایی كشته شده‌بودند در چنین وضعیتی رسانه‌های آمریكایی تمام توجهشان را روی بیتل‌ها معطوف كردند در 9 فوریه همان سال بیتل‌ها در یك برنامه تلوزیونی به نام "ed sullivon show" حضور پیدا كردند این برنامه یكی از پربیننده‌ترین برنامه‌های تلوزیونی آمریكا شد به طوری كه حتی گفته می شد در زمان پخش این برنامه وقوع هیچ جنایتی در آمریكا ثبت نشده بود. پس از آن بیتل‌ها به محبوبیتی فروان در بین جوانان و نوجوانان دست یافتند نوجوانان در آمریكا موهای خود را به تقلید از آن‌ها بلند می كردند، تی شرت‌ها، عروسك‌ها، آدامس‌ها و هر چیز دیگری كه نشانی از بیتل‌ها روی آن بود با استقبال گسترده مواجه می شد روزنامه‌ها و مجله‌ها مملو از عكس‌های آن‌ها بود و این شروع طوفانی بود كه بیتل‌ها در آمریكا به راه انداختند. آن‌ها به اتفاق باب دیلون روح تازه ای در موسیقی راك اند رول دمیدند. و تأثیر بسزایی در گسترش این موسیقی در همه جای جهان گذاشتند.

پس از اجرای موفقیت آمیز در برنامه "ed sullivon show" گروه به انگلستان برگشت و با استقبال گسترده مردم و رسانه‌های این كشور روبرو شد مدتی بعد آن‌ها برای دو فیلم "A Hard day's night" و "help" ترانه ساختند .

یك سال بعد بیتل‌ها عازم آمریكا شدند تا در استادیوم "Shea" نیویورك به اجرای برنامه بپردازند بیش از 55000 نفر گردهم آمدند كه تا آن تاریخ بیشترین حضور برای یك كنسرت بود تور بعدی توكیو ژاپن بود جایی كه بیتل‌ها به خاطر ازدحام گسترده مردم مجبور شدند تمام وقت در هتل بمانند و تا زمان شروع برنامه اجازه خروج از هتل را نداشتند در كنسرت بعدی كه در فیلیپین برگزار شد بیتل‌ها خیلی مودبانه دعوت شام مادام ماركوس پادشاه فلیپین را به كاخ سلطنتی رد كردند و این كار باعث خشم مردم شد بیتل‌ها بسرعت آنجا را ترك كردند.

 

سال 1966جان لنون در گفتگویی اظهار كرد كه بیتل‌ها محبوبتر از"عیسی مسیح" است این جمله باعث خشم مردم و رسانه ها شد هر چند كه جان لنون چندین بار مجبور به عذرخواهی شد اما نتوانست از تیر خشم مردم جان بدر ببرد 19 آگوست 1966 وقتی گروه در آمریكا به سر می‌برد نامه تهدید آمیزی كه حاوی یك گلوله بود دریافت كردند این نامه باعث وحشت آن‌ها شد روزبعد در كنسرت سین سیناتی گروهی به صحنه حمله كردند و تمام دكور و وسایل آن‌ها را شكستند چند روز بعد از آن نیز در استادیوم لوس آنجلس مهاجمان به طرفداران گروه حمله كردند و با دخالت پلیس درگیری به خشونت كشیده شد. آن روزها پاول مك كارتنی به شدت تحت فشارهای روحی بود.

با همه این شرایط، می توان گفت كه بیتل‌ها پدیده های موسیقی دهه 60 بودند آن‌ها با بیش از 13 آلبوم از محبوبیت مردمی در همه جای دنیا برخوردار بودند اما اعضای گروه رفته رفته از موسیقی دور شدند و وارد مسایل حاشیه ای شدند پس از اجرای آخرین كنسرت در پارك "cardlestick" شهر سان فرانسیسكو، سال 1967 برایان بر اثر مصرف بیش از حد مواد مخدر جان سپرد، پس از آن اختلاف جان لنون و پال مك كوای بر سر رهبری گروه بالا گرفت، رینگو طبل زن گروه نیز برای مدتی از آنهاجدا شد اما برای تهیه آلبوم سفید"withe album" برگشت.

9 ژانویه 1969بیتل‌ها یك‌بار دیگر دورهم جمع شدند تا آخرین آلبوم‌شان به نام "Abbey Road" منتشر كنند این آلبوم فروش خوبی بدست آورد و پاول به خوبی توانست از عهده رهبری گروه برآید ترانه "let it be" سرانجام در 8 می 1970 منتشر شد و یك ماه بعد از آن پاول در یك آگهی عمومی گفت كه می‌خواهد از گروه بیتل‌ها جدا شود و به این ترتیب یكی از محبوب‌ترین گروه‌های راك اند رول پس از یك دهه پر فراز و نشیب به كار خود پایان داد.

لیریک:

I read the news today oh, boy
About a lucky man who made the grade
And though the news was rather sad
Well, I just had to laugh
I saw the photograph
He blew his mind out in a car
He didn't notice that the lights had changed
A crowd of people stood and stared
They'd seen his face before
Nobody was really sure if he was from the house of lords

I saw a film today oh, boy
The english army had just won the war
A crowd of people turned away
But I just had to look
Having read the book
I'd love to turn you on.

Woke up, fell out of bed
Dragged a comb across my head
Found my way downstairs and drank a cup
And looking up, I noticed I was late
Found my coat and grabbed my hat
Made the bus in seconds flat
Found my way upstairs and had a smoke
And somebody spoke and I went into a dream
Ah

I read the news today oh, boy
Four thousand holes in blackburn, lancashire
And though the holes were rather small
They had to count them all
Now they know how many holes it takes to fill the albert hall
I'd love to turn you on


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 توسط milad gh